مهراز

گردآیه ای از مقالات معماری

مهراز

گردآیه ای از مقالات معماری

مهراز

وقتی فضا توسط عناصر شکل دهنده فرم شروع میکند به حبس شدن، محصور شدن، شکل گرفتن و سازماندهی شدن؛ معماری بوجود می آید

FOK Ching

محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات


این حس برای خیلی از ایرانیها آشناست که خود را در حال قدم زدن در یک بافت تاریخی چند صد ساله مثل کاشان یا یزد یا خیلی از شهرهای تاریخی دیگر بیابند. یعنی ساختمانهایی که از چندصد سال پیش ساخته شده اند و با همان بافت و پلان به حیات پربرکتشان ادامه میدهند. اما از این حس که بیرون بیاییم، پیرامون ما ساختمانهای زیادی هستند که در چند سال گذشته بنا شده اند و معلوم هم نیست تا چند سال دیگر پا بر جا بمانند. اصلا معلوم نیست تا چند سال دیگر، انسانهایی که در این فضا و کیفیت زندگی میکنند، خودشان آنها را خراب میکنند یا خیر! در این نوشتار قصد نداریم ارزشهای معماری سنتی و سایر کلیشه های مشابه را بررسی کنیم. صرفا در حد توان به بررسی آنچیزی میپردازیم که عموم مردمان گذشته را معمار میساخته و در اغلب معماران تحصیل کرده امروزی مفقود است.


۶ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ مهر ۹۴ ، ۱۰:۴۱
فردین طهماسبی

پروژه جدیدی که در غرب تهران چندی است خبرساز شده است، بازار ایرانی اسلامی شهر جدید اندیشه است که از آغاز ساخت که با حضور جناب حداد عادل کلنگ خورد تا افتتاح که با حضور شخص رییس جمهور انجام شد، ما را بر آن داشت تا نگاهی به این ساختمان داشته باشیم. ساختمانی که در مایه ی معماری سنتی ایرانی و الگوگیری مستقیم از میدان نقش جهان ساخته شده است تا عرصه وسیعی برای کاربریهای تجاری فراهم آورد. این نوشتار نقدی است کوتاه بر آنچه که بعنوان معماری سنتی درجامعه عرضه میشود و در تلاش است تا تفاوتهای معماری "سنتی" و معماری "ایرانی" امروز را در یابد.


۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۳ مرداد ۹۴ ، ۱۵:۲۹
فردین طهماسبی

مساله فضاهای سبز در زندگی شهری به جد دغدغه است. غالبا این دغدغه جدی، با پارک ها و فضاهای سبز کوچک شهری جواب داده میشن. در داخل کشور هم (حداقل در پایتخت) پارکهای خوبی ساخته شده اند. در سابر شهرها هم بعضا باغهای خوب و گاه تاریخی وجود دارن و با مردم در ارتباط هستن. اما در ادامه یک پروژه رو که در ابعاد شهری قابل بررسیه معرفی میکنیم. ویژگی بارز این پروژه، زنده کردن فضای مرده و تمهیدات معماران برای ارتباط بیشتر پروژه با مردمه. فکر میکنم این دست کارها بخصوص با توجه به فضای آلوده ی تهران، جو خشن، فاصله ی مردم از طبیعت و تشنج غلیظی که در شهر وجود داره نیاز عمده ای از شهر رو برطرف کنه. مسئله خیلی مهم هم مکان یابی پروژه است که چطوری میشه این پروژه رو تبدیل به یک معبر کرد و از حالت پارک خارجش کرد. ضمن اینکه خطی بودن این فضا امکان گسترشش در شهر رو فراهم میکنه و درکنار اون، دسترسی از هر نقطه شهر آسون تر میشه.


توضیحات این پروژه از وبسایت آرک دیلی استخراج و ترجمه شده است.


۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ تیر ۹۴ ، ۰۱:۱۹
فردین طهماسبی

"متفکران برتر کسانی هستند که به چگونه اندیشیدن فکر میکنند."

کتاب "معماری در دل ماست" گردآیه ای سودمند از گوشه فعالیتهای آتلیه ی عیسی حجت در دانشگاه تهران است. کتابی روان و جذاب که حدودا در 300 صفحه به معرفی برخی اصول آموزشی، نمایش بخشی از فعالیتهای مفهومی دانشجویان و گفتگو درمورد آنها میپردازد.

                                                                      


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۸:۱۷
فردین طهماسبی

دراین نوشتار تلاش داریم نه بعنوان یک معمار، بلکه به عنوان یک کاربر عادی، به نقد مقوله ای بپردازیم که چندیست در کشور رایج شده و سالانه افراد زیادی را به خود جلب میکند. "نمایشگاه بین المللی کتاب". اقدامی که در دوران اولیه نیمه دوم دهه شصت پایه گذاری شد و با بهره گیری از استقبال مردم همچنان ادامه حیات میدهد. این نمایشگاه در بدو شروع با هشت هزار عنوان کتاب آغاز به کار کرد و امروز با چهارصد و هفتاد هزار عنوان کتاب در ماه اردی بهشت جمعیتی را به خودش جذب میکنه.

ابعاد اجتماعی و فرهنگی این پدیده از اهداف این متن نیستند و تنها وجوه طراحانه ی این نمایشگاه در حد بضاعت، تحت بررسی قرار میگیرند. در یک جمله اگر بخواهیم نتیجه بررسی خود را بیان کنیم باید گفت:

 "نمایشگاه کتاب، دراصل یک الگوی نادرست از جمعه بازار بی کیفیتی است که کتاب عرضه میکند و این جمعه بازار هر ساله دقیقا با همان کیفیت قبلی که دون شان انسان است تکرار میشود (بدون ذره ای پیشرفت و تغییر)."

اگر نمایشگاهی برای عرضه کتاب تدارک دیدیم، باید شان جامعه کتابخوانی که میان تو نمایشگاه هم مدنظر قرار بدیم. خریدار دلش میخواد تو این نمایشگاه بیاد، جایی بتونه کتابها رو ورق بزنه، بتونه تو یک فضای آروم و دلنشین استراحت کنه، تو یک فضای محترمانه غذا بخوره، دغدغه رفت و برگشت نداشته باشه، در انتهای بازدید سرسام نگیره، سرویس بهداشتیش تامین باشه و... .

اما اتفاقی که الان میفته، چیدن یه سری غرفه ی نامنظم در کنار همدیگه، به ناشیانه ترین شکل ممکنه. زمانیکه وارد میشه، اگر تشنه بشه، خسته بشه، احتیاج به استراحت داشته باشه، طراح ابدا به فکرش نیست. باید کل سالنها رو طی بکنه و تا انتها بره برسه به یه سری چمن و درخت بشینه وسطشون استراحت کنه. سرظهر هم وقتی غذاشو میگیره، بجز پشت شمشادا جایی برای غذا خوردن نمیتونه پیدا کنه! سرویسهای بهداشتی که عملا بخاطر جانمایی احمقانه، خیلیاشون غیرقابل استفاده میشن. اونایی هم که ثابت توی شبستان گذاشته شده اند مناسب نمایشگاه نیستند!

مشکل ایاب و ذهاب هم که همیشه بوده و هست.

توی سالنها هم که جا برای ایستادن نیست، چه برسه به ورق زدن کتاب و تبادل نظر و ...! محوطه برپایی این بازار هم ابدا مناسب نمایشگاه نیست چراکه نمایشگاه تمهیدات خاص خودش رو داره که نمیشه تو این ساختمان درحال ساخت مصلی پیداش کرد!

فکر میکنم مشکل اساسی اینه که طراح و مدیر نمایشگاه، برای یک بار هم که شده نمیاد از نمایشگاه بازدید بکنه و مثل یک کاربر عادی بین غرفه ها بگرده و کتاب بخره.

این مسائل روی اعصاب و روان خریدار، ناشر، پرسنل و ... اثر میگذاره. و کیفیت بازدید از این آشفته بازار رو به شدت افت میده. 


 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۳:۰۷
فردین طهماسبی

این پست ماهیت علمی و اثبات شده ی دانشی نداره و تنها در حد گریزهای ذهن پر فراز و نشیب نویسنده است و البته قضاوت درمورد میزان به ثمر نشستن و ثمربخش بودن آن برعهده خود شماست. لطف کنید پس از خوندن متن نظر خودتونو هم درمورد ماهیت ادبی نوشتار و هم درمورد مضمون کلام اعلام کنید. ممنون از توجهتون.


۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۵ ارديبهشت ۹۴ ، ۲۱:۲۶
فردین طهماسبی

حمامها امروزه عرصه هایی چند متر مربعی در منازل (به فراخور تجملشان) هستند که اعضای منزل برای حفظ پاکیزگی و نظافت از آن استفاده میکنند. اما این عرصه در گذشته چگونه حل میشد؟ زمانی که امکانات و عادات این اجازه را نمیداد که هر منزل یک حمام جداگانه داشته باشد، شهرنشینان چگونه این نیاز خود را برطرف میکردند؟ در روستاها چطور؟ اساسا تفاوت حمام شهری و حمام روستایی در چه مواردیست. عادات مردم در حمامها چه بود و اصولا حمامها چه نقشی در سبک زندگی افراد داشتند؟

در ادامه، یک نوشتار کوتاه درحد بضاعت نگارنده گردآوری شده که تلاش دارد پیرامون حمامهای سنتی مطالعاتش را به اشتراک بگذارد و پاسخی به برخی سوالات این حوزه ارائه کند.



دریافت مقاله بصورت PDF

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ اسفند ۹۳ ، ۱۰:۳۷
فردین طهماسبی

میتوان گفت که هر انسانی بر حسب عادات و وقایع به منطقه یا شهر خاصی تعلق خاطر دارد. درمورد من (نظر شخصی) این تعلق خاطر در مورد نواحی مرکزی تهران (بازار، ارگ، تا میدان فردوسی) رخ داده. صرف نظر از احساس شخصی، به گمانم این منطقه برای مطالعه تاریخ شهر از غنی ترین گزینه هاست. این منطقه شامل بخشهای قجری، پهلوی و حتی ماقبل قجری طهران میشود. زمانی که یک ارگ بعنوان مرکز حکومتی در این شهر قرار داشته (میدان 15 خرداد فعلی) و مسجد مهم ارگ نیز در همین منطقه فعالیت داشته، چهارباغ طهران نیز در این مرکز شکل گرفته بود. که الان جز چند تنه درخت قطع شده در کاخ گلستان و چند درخت تنومند دیگر (با آینده مبهم) چیزی از آن نمانده.


۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۲ اسفند ۹۳ ، ۲۳:۳۹
فردین طهماسبی
در این پست، نکته ای که در این ترم برای طراحی خودم خیلی مفید بود رو در قالب یک پاراگراف برای دانشجویان نظیر خودم آماده کردم.

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۱ آبان ۹۳ ، ۱۳:۲۷
فردین طهماسبی

چکیده

مقاله پیش رو به بررسی اجمالی و کاوشی کوتاه در شیوه‌ی رویارویی معماران سنتی ایران، با مسائل اقلیمی و زیست محیطی می‌پردازد و با بیان نمونه‌هایی از راه‌حل‌های ارائه شده توسط این دسته از معماران، سعی دارد قیاسی نسبی بین معماری اقلیم‌گرا و شیوه فعلی معماری اماکن مسکونی برقرار سازد. هم‌چنین نسبت به بیان تفاوت نگرش معماران سنتی و مدرن در برابر مسائل اقلیمی می‌کند.

 

 

کلمات کلیدی: معماری اقلیمی، معماری سنتی، معماری همساز با طبیعت


دانلود مقاله به فرمت پی دی اف - 10 صفحه

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۲ شهریور ۹۳ ، ۰۹:۴۱
فردین طهماسبی
معماری پوست سوم انسانهاست...

«ناشناس»
۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۰ خرداد ۹۳ ، ۰۸:۲۹
فردین طهماسبی

توصیف در ادبیات فارسی،  مفهومی معادل کروکی در معماری دارد

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۴ خرداد ۹۳ ، ۲۲:۱۰
فردین طهماسبی

یک انیمیشن کوتاه خوش ساخت و جذاب

ظرائف هنری خوبی داره


دریافت

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۹ خرداد ۹۳ ، ۲۱:۳۶
فردین طهماسبی

یک روز یک معمار، در فرآیند طراحی خود که مربوط به یک شهرک مسکونی بود، یک چیز را از قلم انداخت.

او تمام خیابانها را در یک سیستم کاملا منظم و مهندسی شده در میان ساختمانهای نوساز بصورت شطرنجی گستراند و در کنار آنها پیاده رو ها را ترتیب داد. بدین ترتیب شهرک ایده آل بود برای افرادی که بخواهند در خانه ها زندگی کنند یا در خیابان ها و پیاده رو ها به تردد بپردازند. همه چیز به ظاهر مرتب بود. اما معمار به سادگی فراموش کرده بود که در کنار عرض پیاده رو و یا حداقل در فواصل بین بلوک ها فضایی برای بازی کودکان درنظر بگیرد.

بدین ترتیب شهرک پر بود از بچه هایی که هر روز میخواستند در خیابان بازی کنند اما اتومبیلها مانع بازی آنها میشدند. و نیز پر بود از مادرانی که دائما از پنجره بیرون را نگاه میکردند تا کودکشان آسیب نبیند و در نتیجه غذایشان میسوخت یا سریال مورد علاقه شان را از دست میدادند. دائما از پنجره داد میزندند :<محمد!!! محمممممد! مگه نگفتم تو خیابون بازی نکن؟!!>. در هر خیابان حداقل یک گروه کودکان مشغول بازی بودند و راه خودروها را میبستند. در نتیجه مشکلات تردد و آلودگی صوتی و بصری فراوانی در شهرک ایجاد میشد. سالمندان و بیماران بخاطر اینکه کودکان در همه جای شهر پخش بودند نمیتوانستند استراحت کنند. کنکوریها نمیتوانستند درس بخوانند. پدران در بعدازظهر ها استراحت نداشتند. آسایش معنا نداشت. و حتی کودکان هم بدلیل دخالتهای گاه و بیگاه خودروها و نیز مادران، نمیتوانستند با خیال راحت بازی کنند!!

درنتیجه کیفیت زندگی در این شهرک به ظاهر نرمال و ایده آل پایین آمد. دوره درمان بیماران آن بیشتر شد. آرامش روحی افراد کمتر شد. سالمندان و کم توانان رنجور بودند. افراد غالبا از چیزی شکایت داشتند. و کلا جای به دردنخوری شده بود!

و همه اینها از جایی شروع شد که معمار، فضای بازی کودکان را از قلم انداخته بود.


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۱ ارديبهشت ۹۳ ، ۲۲:۳۸
فردین طهماسبی